تبلیغات
ساحل آرامش
 
ساحل آرامش
چهارشنبه 13 آذر 1392

خدایااین آخرین مطلب من در خصوص دعواهاست دعوایی بی حاصل و هرچی به داخلش میری میبینی هیچی عایدت نمیشه جزیك آه و افسوس و....كاش كاش این بی حرمتیهاپیش نمیامدو كاش یكی ازدوطرف دعوایا هردو طرف صبورتربودندو حالا فكرمیكنم شاید من بایدبیشتراونم به خاطبزرگ تربودن طرف مقابلم امانشد....امابازم شكرت بازم شكرت كه ختم بخیرشده واقعاخیره اگه ریزبشیم درش رحمتت را میبنیم .خدایا به بزرگیت الان من از خواری اون روز به عزت رسیدم واقعاخیربود.

خدایا همه چیزهاراگفتیم همه چیز گلایه و........دیدیم هیچی حاصل نشد خدایا هركس از دوطرف فكرمیكنه خودش حق میگه و طرف مقابلش را محكوم میكنه خدایا واقعا كی حقه؟خدایا واقعامعلوم نیست خودم با این همه سوختن شایدحق نباشم و خودم فكركنم حقم .خدایا حالا هم اگه معلوم بشه حق كیه هیچ فایده ای نداره گذشته گذشته دیگه نبایددامن زدو بایدحال و دریافت و اون گذشته ( این یكماه را ) بشه یه تجربه ی تلخ كه نباید دیگه و دیگه هم نمیذارم تكراربشه درمقابل هیچ كس هیچ كس

به همون سه ساله قسم كه ایام شهادتش هست قسم كه مغلطه و كنایه نزدم به واله خودت دیدی كه چطورازت خواستم حق را روشن كنی واقعاذهنم درگیرشده كه نكنه واقعامن ناحق باشم؟و خودم خودمومحق میدونم.خدایاپس ازباب رحمانیت حكم كن و نه ازباب عدلت كه طاقت و تحمل عدلت رانداریم .

 خدایا به خانم رقیه كه امروززیربارون روضه اش منومنقلب تركرد همه چیزوفراموش میكنم و مطلبی هم كه یكماه پیش نوشته بودم پاك میكنم خدایا همه چیزو میدونی پس حكم كننده تویی نه من گنه كار خدایا بایدبره ازدل این كینه این رسم دلدادگی به تو است پس خدایا به خانم رقیه خاتون حلال...... 

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

 

معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که می خواهد با آنها بازی کند؛ او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان می‏آید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند. در کیسه‌ی بعضی ها ۲، بعضی ها ۳  و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود.

معلم به بچه ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.

روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند.

پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.

معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟

بچه ها از اینکه مجبور بودند، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم ها را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینی‌ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بدكینه را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 19 فروردین 1391

امروز داشتم مطالب گذشته ای را كه در وبلاگم نوشته بودم مرورمیكردم و به نكته های اخلاقی و قرآنی و....برخوردم.دیدم ای وای حتی به یك صدم از اون  چیزایی كه نوشتم واقعاعمل نكردم یا بهتر بگم روی من اثر نذاشتند.اینجا بود كه به خودم اومدم و تازه فهمیدم چقدرعقبم و از خودم چقدرغافلم چقدر...و تنها برای ....نگم بهتره ،ای خداااااااااااااااخودت دستموبگیرخودت  فقط خودت.....

درسته نوشتن این مطالب خوبه  و امكان داره شایدكسی با خوندن این مطالب اثری روی اخلاقیاتش داشته باشه اما اگر این مطالب را كسی كه خودش عامل باشه و از روی اخلاص واقعی و بی خرده شیشه بنویسه آن وقت بیشتراثراتش نمایان میشه.برای همین تصمیم گرفتم چند صباحی از نوشتن  مطالب تو وبلاگم دور باشم و بیشتر به وضع حال روحی خودم برسم تا دیر نشده.

 

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم
جان که از عالم علوی است، یقین میدانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای مقدس ترین کلام خدا

بر تو و عصمتت سلام خدا

کوثر چشمه های نوری تو

ای زلالین سبوی جام خدا

بر نبی بعد از آن تجرد محض

تو مطهرترین پیام خدا

مصطفی گفت :دخترم زهرا

محترم شد به احترام خدا

بسکه اعجاز می کند نامت

نام تو هم ردیف نام خدا

وحی مُنزل ز لعل تو می ریخت

خطبه هایت همه کلام خدا

حبّ تو هر دل فراری را

طرفة العین کرده رام خدا

فخرم این بس ز لطف دلدارم

در دلم حب فاطمه دارم

ای سراج المنیر، ماه علی

نور رویت چراغ راه علی

با ولایت مدار تر زهمه

یک تنه بوده ای سپاه علی

پشت گرمی حیدر کرار

سوی چشمان تو نگاه علی

برق لبخند پر محبت تو

نور امید هر پگاه علی

چادرت را تکان بده برخیز

شانه های تو تکیه گاه علی

صورتت رنگ چادرت گشته

در خسوفی مگر تو ماه علی

در دیار سلام های غریب

بستر پاک تو پناه علی

می شود داغ بی کسی را دید

بین این گریه ها و آه علی

فخرم این بس ز لطف دلدارم

در دلم حب فاطمه دارم

 

شهادت بی بی دو عالم،نورچشم پیامبر حضرت فاطمه زهرا سلام اله علیه بر شیعیان تسلیت باد.

 

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 15 فروردین 1391

خدایا اى كسى كه توصیف واصفان از وصفت فرو ماند، و اى كسى كه امید امیدواران از تو درنگذرد، و اى كسى كه اجر نكوكاران نزد تو ضایع نشود، و اى كسى كه خوف عبادت كنندگان به تو پایان پذیرد، و اى كسى كه بیم پرهیزكاران به تو منتهى گردد، این مقام كسى است كه گناهان او را دست بدست گردانده، و شیطان بر او غالب گشته است، و از این جهت در برابر امر تو از روى بى‏مبالاتى كوتاهى كرده. و از سر غرور به نواهى تو گرائیده است. مانند كسى كه به قدرت تو بر خود جاهل، یا فضل و احسان ترا در باره خویش منكر باشد. تا چون چشم هدایتش گشوده گشته و ابرهاى كورى از برابرش پراكنده شده، ظلمهاى خود را در باره نفس خویش برشمرده، و در موارد مخالفت خود با پروردگارش فكر كرده، تا گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظیمش را عظیم دیده، پس در حالى كه بتو امیدوار و از تو شرمسار بوده بسوى تو رو آورده، و از سر اعتماد روى دلش را به جانب تو متوجه ساخته. پس از فرط اطمینان و یقین با بار طمعش آهنگ تو كرده، و از سر اخلاص با توشه ترسش قصد درگاه تو نموده، در حالى كه به هیچ كس جز تو طمع نداشته، و از هیچ چیز غیر از تو نمى‏ترسیده، پس در حضور تو با حال تضرع ایستاده، و دیده‏اش را از روى خضوع به زمین دوخته، و در برابر عزتت با تذلل و خوارى سر بزیر افكنده، و از سر فروتنى راز درونى خود را كه تو بهتر از او مى‏دانى براى تو آشكار ساخته، و به آئین خشوع گناهانش را كه تو حساب آن را بهتر دارى برشمرده، و از مهلكه عظیمى كه در عالم علم تو بر او وارد شده و از كار زشتى كه او را در دادگاه حكومت تو رسوا ساخته بتو استغاثه كرده، همان گناهان كه لذت‏هایش روى برتافته تا سپرى شده و وبالش همچنان بر جاى مانده، تا مزمن گشته است. اكنون من، در پیشگاه تو مانند چنین بنده‏اى هستم كه با این اوصاف در حالى پیش تو ایستاده، كه اگر عقوبتش كنى منكر عدل تو نشود، و اگر از او درگذرى و بر او رحمت آورى عفو ترا عجیب و عظیم نشمارد. زیرا كه تو آن پروردگار كریمى هستى كه آمرزش گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمى‏نماید.
خدایا پس اینك منم كه در حال اطاعت فرمان تو در دعائى كه به آن امر كرده‏اى، و در حال طلب وفاى به وعده‏ات در اجابتى كه وعده داده‏اى به درگاه تو آمده‏ام. آنجا كه فرموده‏اى «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم».
خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و با آمرزش خود با من برخورد كن، همچنانكه من با اعتراف خود با تو برخورد كردم، و مرا از افتادن‏گاههاى گناهان بردار، همچنانكه خود را براى تو پست ساخته‏ام، و مرا در پرده ستاریت بپوشان، همچنانكه در انتقامم درنگ كردى .
خدایا و نیتم را در طاعت خود ثابت ساز، و بصیرتم را در عبادتت قوى گردان، و مرا به اعمالى موفق دار كه بوسیله آن چرك گناهان را از من بشوئى، و هنگام وفات مرا به ملت خود و ملت پیغمبرت: محمد علیه‏السلام بمیران.
خدایا من در این مقام خود بسوى تو باز مى‏گردم. از گناهان كبیره و صغیره‏ام، و از معصیتهاى پوشیده و آشكارم، و از لغزشهاى دیرینه و تازه‏ام، مانند باز گشتن تائبى كه خیال گناه در دلش نگذرد و فكر برگشتن به خطائى را به ضمیر راه ندهد، و تو خود فرموده‏اى - اى پروردگار من - در كتاب محكمت، كه توبه را از بندگانت مى‏پذیرى، و از گناهان درمى‏گذرى، و توبه كنندگان را دوست مى‏دارى. پس به مقتضاى وعده خود توبه‏ام را بپذیر، و بر حسب ضمانت خود از گناهم درگذر و چنانكه شرط كرده‏اى، محبتت را بر من لازم گردان، و شرط من با تو - اى پرورگار من - آن است كه به آنچه ناپسند تو است باز نگردم، و ضمانتم آنكه بكارى كه پیش تو نكوهیده است رجوع نكنم، و پیمانم این است كه از همه معاصى تو دورى گزینم.

فرازی از صحیفه ی سجادیه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 8 فروردین 1391

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

 

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زینب (س) بزرگ بانوی جهان اسلام، بیدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهای دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماننده " بود. الگوی راستین وی، بانوی دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وی بوده است. زینب (س) در دامان پرمهر و معنویت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامی و قرآنی سیراب گشت. رسالت راستین زینب هنگامی آغاز گردید که پس از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش با ایراد سخنان آتشین به بیدارگری مردم کوفه و ستیز با ستمکاران و یزیدیان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ایشان روند تازه تری یافت. آن حضرت در این دوران ضمنحضور در كاروان اسرای كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگری ظلم و ستموارد بر آل طه از سوی خاندان امیه پرداختند. آن حضرت در این دوران سخت با حضور دركاخ برخی حكمرانان جور زمان مانند یزید و ابن زیاد، با تاكید برحقانیت طریق آل محمدبر سخنان و تبلیغات مسموم خاندان امیه درباره بنی هاشم خط بطلان كشیدند.

صدیقه توانا، عقلیه دودمان وحی، تربیت شده خاندان نبوت، حضرت زینب كبری(س) است. همو كه در بزرگواری و كرامتش بسیار سخن ها گفته و نوشته اند.

این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد.

ایثار، فداكاری، وزانت عقل، صبر و بردباری، علم وسیع و دانش وافر، سخنان سنجیده و منطقی او در فرصت های حساس توأم با آن مظلومیت و ستم های جانكاهی كه به او وارد آمده است، از او چهره یك شخصیت بی نظیر، رزم آور شجاع، جهادگر بی باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسیم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روی زمین حیات دارند و تا زمین دور خورشید می گردد این چراغ فروزان، نورافكن جهانیان و نسل های آینده خواهد بود.

 

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نویسد:

«شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 8 فروردین 1391

 

ای فرزند آدم :

هرروز كه می گذرد از ایام عمرت كم می گردد و تو  خبر نداری و هر روز ، روزی من به تو می رسد ولی تو شكر آن را به جای نمی آوری ، نه به كم قانع می شوی و نه به زیاد سیر می گردی.

ای فرزند آدم :

هیچ روز جدیدی نیست مگراینكه از ناحیه من روزی جدیدی به تو می رسد و هیچ شبی نیست مگر اینكه ملائكه من  عمل قبیحی از ناحیه تو به من گزارش می كنند ، رزق مرا میخوری  و نافرمانی مرا می كنی و هروقت مرا بخوانی درخواست تورا اجابت می كنم.

خیر من به سوی تو سرازیراست و حال آنكه شر تو به سوی من بالا می آید.چه  خوب مولائی هستم من  و چه بد بنده ای هستی تو.هرگاه از من خواسته ای داشتی به تو عطا كردم و بدی های تورا یكی پس از دیگری می پوشانم ، من از تو خجالت می كشم ولی تو از من حیا نمی كنی.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 21 اسفند 1390

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(ص) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟ عزارییل گفت در این مدت دو مرتبه پیش آمد که دلم برای کسی سوخت: مرتبه اول روزی بود که دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست ، همه سرنشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت ، او سوار بر پاره تخته ای از کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند ، در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت. مرتبه دوم هنگامی بود که شداد بن عاد سالها به ساختن عمارت و باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل شود. وقتی برای اولین بار به دیدن باغ می رفت ، همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راستش را از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار عمارت عظیمی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به آن نیفتاده بود اسیر مرگ شد. در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سرانجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت ، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 6 اسفند 1390

انّ اللّه لایهدى من هو كاذب كفّار.                         سوره ی مباركه ی زمرآیه ی شریفه 3

 

 

خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران كننده است هرگز هدایت نمى كند.

 

پ. ن:رسول اکرم (ص) می فرمایند: شخص دروغ گو، رو سیاه می شود. این تعبیر بسیار روشن است علاوه بر رکود معنوی، اثرش در ظاهر هم آشکار می شود و چنین شخصی بین دیگران هم رو سیاه می شود و با فاش شدن آن دروغ آرزو می کند ای کاش چنین دروغی نگفته بودم و ... علاوه بر این، دروغ باعث دورتر شدن شخص از خدواند می شود. در روایتی آمده کسی که دروغ بگوید طعم ایمان را نخواهد چشید و اگر ایمان داشت، خراب می شود. حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) می فرماید: کسی که دروغ می گوید، حسن، زیبایی و وقارش را نزد خلق و خدا از دست می دهد و همه از او منزجر می شوند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا"

 

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا

 

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا"



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دركودكی نابینا یا كم بینا بودن.............

درهمه ی طول عمر نابینا بودن...........

و حال ما بینا اما................

چقدرشكرگزاراین نعمت  هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

 

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین
***جواد حیدری***

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تنها  بهانه ی من  برای نوشتن 30 دی روزی که مادرم برای همیشه چشمانش را بست.

جز غم از دست دادن عزیزی که با خاموشی اش خونه را خاموش، شب را آشفته ،گل را فراموش و دل ها را ویران ساخت.فرشته ای که وجودش نور و نعمت بود و نبودنش مصیبت.

عزیزی که به من آموخت چگونه باید نور ایمان را در دل پروراند ، خدایی زیست و خدایی از دنیا رفت.

هیچ بهانه ای نیست جز غم از دست دادن عزیزی که هستی ام را از او دارم ،آنکه عزیز ترین کس زندگی ام بوده و تا به ابد خواهد بود . مادرم...

مادر عزیزم 10 سال است که در حسرت شنیدن صدای گرمت خاموشم ،چند سالی که در حسرت دیدن چشمان معصومت بیدارم  ای کاش میدانستی که چگونه روز و شب در طلب آغوش پرمهرت و بوییدن عطر تنت می سوزم و می سوزم.

خوب میدانستی که بدون تو زندگی برایم هیچ معنایی ندارد ،خوب میدانستی  که این پیکر نحیف تاب بر دوش کشیدن سنگینی غم هجرانت را ندارد . اما خود با شوقی وصف نا پذیر به استقبال مرگ رفتی چون عاشق بودی و از این درد و  رنج دنیوی خسته ، از این دنیای خاکی رخت بر بستی و مرا با کوهی از غم و ماتم تنها گذاشتی. رفتی، چون عاشق بودی و عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان چونکه باشد پای یک عشق خدایی در میان

 می دانم که تو را به اشک های من نیازی نیست و تاب دیدن چشمان گریان مرا نداری اما چه کنم ؟ چه کنم که هیچ ندارم به تو تقدیم کنم جز سوز دل ،اشک روان ،آه سحر ، ناله ی شب و.... تا شاید مرهمی باشد بر این دل داغدار.

وای بر من که تا وقتی بودی نفهمیدم چه هستی، اما حال که نیستی میدانم چه بودی

هیچگاه عطر چادر نمازت از یادم نخواهد رفت و میدانم که تا ابد دعای خیرت بدرقه راهم خواهد بود.

مادر عزیزم مرا ببخش و بدان که بی نهایت دوستت دارم و تا به قیامت دوستت خواهم داشت و به یادت هستم.

روحت شاد

 سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 21 دی 1390

چهل روز است که از آن ظهر پرآشوب میگذرد و از صدای چکاچک شمشیرها و شیهه اسبان بی سوار.چهل روز است آوای شیون زنان و فریاد العطش کودکان، در گوش صحرا زنگ میزند. صحرا هنوز مبهوت آن حادثه شوم است و زمین، زخمهای صدچاکش را از یاد نبرده است.

هنوز بوی خون از صحرا میآید و خاک، بوی درد میدهد.

اکنون تویی و کاروان و صحرای پیش رو.

نگاه کن بانو!

اینجا کربلاست و آن فرات است که این چنین سرافکنده و شرمگین، به راه خود میرود. اینجا کربلاست؛ اما دیگر نه خبر از حسین است و نه از علمهای علمدارت عباس .

اینجا تنها رد خون عزیزانت پیداست که مهربانی دستان قوم «بنی اسد»، آنان را به آغوش خاک سپرده است.

میبینی؟ هنوز طنین گامهای حسینت باقی است، هنوز سایه بلند قامت عباسَت، روی خاکها پیداست و هنوز آوای شیرین زبانیهای رقیهات، آن هنگام که روز زانوی پدر نشسته، به گوش میرسد.

بانو!

این چهل روز پر اندوه را چه کردهای؟ چه کردهای با این همه درد؟

با تصویر سرخ حسین در گودال قتلگاه که خواب آشفته هر شب شده است، با یاد جوانی اکبر و قاسمت که پر کشیدند و با معصومیت علی اصغرت و با رقیه، یادگار حسینت که چون گلی ناشکفته پژمرد، چه کرد، با تو؟!

 

«حال، اربعین است. عشق با تمام قامت بر قله «گودال» ایستاده است! دو دستی که در ساحل علقمه کاشته شد، بلند و استوار، چونان نخلهای بارور سر برآورد.» و صداها در عرصه تاریخ به حرکت درآمدهاند تا منادی حق و حقیقت باشند تا روزی که وارث حقیقی کربلا، علم به دست بگیرد.

 

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان,آپلود رایگان موزیک, آپلود رایگان فیلم, آپلود عكس, آپلود رایگان عكس, آپلود نامحدود تصویر, ,آپلود عکس برای وبلاگ ,آپلود عکس برای بلاگفا ,آپلود عکس دائمی ,آپلود عکس در بلاگفا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یکی از مهمترین علل جایگاه ویژه اربعین در میان شیعیان، همین روایت امام حسن عسکری علیه السلام بر فضیلت این روز است که زیارت مخصوص امام حسین علیه السلام در روز اربعین را یکی از نشانه های شیعه بودن مطرح کردند

تهذیب: از حضرت ابى محمد حسن بن على عسكرى علیه السّلام، روایت است كه فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یك ركعت نماز، زیارت اربعین، انگشترى در دست راست كردن، پیشانى به خاك مالیدن، و با صداى بلند بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ گفتن.

 بخاطر همین بسیاری از شیعیان از اقصا نقاط جهان سعی دارند در اربعین خود را به قبر امامشان در کربلا برسانند و آنهایی هم که شرائط سفر ندارند آرزوی چنین زیارتی در دل دارند.

ائمه علیهم السلام برای ادامه این مسیر و از یاد نرفتن قیام خونین کربلا این روز را بزرگ شمرده و از اولین زائر حسینی یعنی جابر بن عبدالله انصاری - که در اولین اربعین خود را به قبر شهدای کربلا رساند - تجلیل کردند. و کم کم روایات بسیاری در زمینه ثواب زیارت امام حسین علیه السلام در روزهای خاص و در تمام طول سال نقل شد.

 

اما چرا در بین ائمه علهم السلام به زیارت امام حسین علیه السلام تأکید شده و باز در بین زیارات در طول سال زیارت اربعین جایگاه ویژه ای پیدا کرده است؟ باید گفت: به علت شدت مصیبت شهادت امام حسین علیه السلام که مصیبةً ما أعظمها و أعظم رزیتها فی الإسلام مصیبتی بوده که نه سابقه ای داشته و نه لاحقه ای. بنابراین فرق این مصیبت با مصائب دیگر روشن است همانگونه که امام مجتبی علیه السلام به برادرش فرمود: لَا یَوْمَ كَیَوْمِكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏. (3) از طرفی قیام امام حسین صلوات الله علیه باید زنده می ماند تا خون مبارکش هدر نرود و لذا تمام تلاش ائمه بر آن بود که به نحوی یاد حضرت سیدالشهداء بر سر زبانها باشد..

در این راه حتی از ابزار گریه و عزاداری به نحو احسن استفاده بردند. گریه های امام سجاد علیه السلام شاهد بر این مدعی است. و این که یکی از راههای زنده ماندن یاد و هدف قیام امام حسین(علیه السلام) زیارت حضرت است چه از دور و چه از نزدیک.

 

و اما چرا اربعین؟

 زیرا اولین زیارت در روز اربعین صورت گرفت. البته قبل از آن هم بطور مخفیانه زیارت محقق شده بود اما بصورت آشکارا و رسمی ظاهرا این اولین زیارت بوده است. به عنوان نمونه گزارش زیارت شهدای کربلا قبل از دفن شدن که توسط ابن نما تاریخ نویس قرن نهم در کتابش مثیر الأحزان ذکر شده آورده می شود:      

        

آورده‏اند كه «سلیمان عدوى» در سومین روز شهادت حسین علیه السلام و یاران فداكارش بر كربلا گذر كرد و پس از تماشاى آن پیكرهاى به خون خفته و گلهاى پرپر شده مرثیه‏اى جانسوز بدین مضمون سرود

بر خانه‏ها و سراپرده خاندان محمد صلى الله علیه و آله گذر كردم و آنها را بسان روزگار پر افتخار

پیامبر آباد و آزاد و در امنیت و آرامش ندیدم

مگر نمى‏نگرى كه خورشید جهان افروز در سوگ امام حسین علیه السلام و یارانش رنگ پریده و بیمار است، و زمین و زمان از این سوگ سهمگین به لرزه در آمده و دگرگون شده است.

فرزندان ارجمند پیامبر همواره مایه امید و پناهگاه مردم بودند، اما اینك فاجعه و مصیبتى بر آنان رفته است كه از همه مصیبت‏ها اندوهبارتر است‏.

بنابراین ائمه علیهم السلام برای ادامه این مسیر و از یاد نرفتن قیام خونین کربلا این روز را بزرگ شمرده و از اولین زائر حسینی یعنی جابر بن عبدالله انصاری - که در اولین اربعین خود را به قبر شهدای کربلا رساند - تجلیل کردند. و کم کم روایات بسیاری در زمینه ثواب زیارت امام حسین علیه السلام در روزهای خاص و در تمام طول سال نقل شد. در پایان به ذکر یک روایت اکتفا می شود:حسن بن على بن فضّال، از ابو ایّوب خزّاز، از محمّد بن مسلم، از امام‏ ابو جعفر محمّد بن علی علیهماالسلام روایت كرده است كه فرمود: شیعه ما را به زیارت حسین بن علی علیه السلام امر كنید، زیرا كه زیارت‏ او ویرانى و غرق و آتش‏سوزى و خورده شدن توسط درندگان را دفع میكند، و زیارت‏ او بر كسى كه به امامت حسین از جانب خداى عز و جل معترف باشد فرض است.

 

عدد مقدس 40

نطفه انسان پس از 40 روز علقه می شود

حضرت آدم ، 40 شبانه روز در کوه صفا راز و نیاز کرد و در سجده بود

میان خداوند و حضرت موسی ، 40 شبانه روز وعده داده بود تا دیدار صورت گیرد و تورات نازل شود

برای دیدن حضرت خضر باید 40 صبح خانه را آب و جارو کرد تا حضرتش رخ بنماید

قوم بنی اسرائیل 40 سال از ورود به سرزمین موعود ممنوع شد

حضرت محمد(ص )، 40شبانه روز در غار حرا عبادت کرد

حضرت محمد (ص) در 40 سالگی به نبوت رسید

از حضرت محمد (ص) نقل است که هر کس 40 روز اعمال خود را برای خداوند متعال خالص کند، چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می شود.

رسول اکرم (ص) می فرمایند: اگر کسی 40 ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم می شود

حضرت محمد (ص) : مردمان طالب دنیایند تا 40 سالشان شود

در روایتی آمده است : بنده وقتی به 40 سالگی می رسد، خداوند به 2 فرشته مراقب او دستور می دهد بر این بنده سخت گیرید

نقل است از امیرمومنان (ع) که می فرمایند اگر 40 مرد با من بیعت می کردند، در برابر دشمنانم می ایستادم

پیامبر اسلام (ص) می فرماید: اگر از امت من کسی 40 حدیث حفظ کند که در امر دین به او یاری رساند، خداوند، او را در روز قیامت ، فقیه و عالم محشور می کند

کسی که شراب خواری کند، نمازش تا 40 روز مقبول واقع نمی شود

کسی که 40 روز طعام حلال بخورد، قلبش نورانی می شود

کسی که لقمه حرام بخورد تا 40 روز دعایش مستجاب نمی شود

زمستان در دوران ایران باستان به 2 بخش چله بزرگ و چله کوچک تقسیم می شود

واژه اربعین به معنای چهل ، در 4 آیه قرآن کریم آمده است

40 در سوره احقاف اشاره به کمال رشد انسان دارد

برخی مردم ایران از جمله کرمانی ها بر این باورند که اگر در شام غریبان شهدای عاشورا، در 40 تکیه و منبر، 40 شمع افروخته شود ، امام حسین (ع) و شهدای کربلا، شمع افروزنده را مورد توجه قرار می دهند

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

میخواستم درمورد(( اباعبداله )) كنیه آقا اما م حسین علیه السلام بدونم به دومورد برخوردم كه درذیل عنوان شده ، ازدوستان عزیزاستدعادارم اگرمطالب دیگه ای دراین خصوص میدونید بانظرتون مستفیذفرمایید.

 

1)انسان به درجه پاکی و تقوا به خداوند آنقدر نزدیک می شود که صفات خدایی در او متجلی می شود . مثلاً کسی در بخشش کردن به جایی می رسد که به صفت کریمی خدا متصل می شود و به او می گویند عبد الکریم و یا یکی در شفقت و مهربانی به جایی می رسد که متصل به صفت رحیمی خدا می رسد و به او می گو یند عبد الرحیم .و کسی هم متصل به همه ی صفات خداوند می شود .(لازم به ذکر است که الله اسم جلاله شامل تمام اسماء خدا است  ) و کسی هم که متصل به تمامی صفات خدایی می شود به او عبد الله می گویند و حال در نظر گیریم که به امام حسین (ع) می گو یند ابا عبد الله یعنی پدر کسانی که تمام صفات خدایی متصل شده اند . انبیاء و اولیاء از بارزترین کسانی اند که متصل به صفات خدا شده اند . همه آن ها مانند فرزندی که از پدر چیزی به ارث می برند عبد اللهی را از ابا عبد الله به ارث برده اند.

 

2)جناب میرزا ابوالفضل طهرانی در کتاب شفاالصدور صفحه102 این مطلب را بدین شکل میفرماید:

بدان که لفظ ابوعبدالله کنیه است مأخوذ از کنایه که به معنیه بردن نام چیزیست باشاره و بذکر دلیلی که موجب انتقال شود و کنایه مصطلحه علما علم بیان از همین معنی است و هر جا که نام کسی را نخواهند برد او را به نسبت به پدر یا مادر یا فرزند یا اب و ام و ابن یاد نمایند. و این کلمه را کنایه و کنیه گویند چه دلالت او بر ذات بصراحت اسم نیست .

سطور فوق را برای مقاله های آینده تدارک دیده بودم اما به ناچار باید در این مقام طرح بحث  کنم. آن مطلب این میباشد که اگر کنیه امام حسین(اباعبدالله) دارای معنی التزامی میباشد، آن معنی چیست؟ چرا که معنای ظاهری این لفظ عبارت است از (پدر عبدالله).

اگر بخواهیم این معنا را مورد توجه قرار دهیم  باید بحثی پیرامون  اسامی فرزندان امام حسین علیه السلام قرار دهیم که باشد انشاالله در فقره های آینده زیارت عاشورا، که آیا امام فرزندی بنام عبدالله داشته شده یا نه؟

قبول  یا رد این ادعا خللی به بحث از معنای التزامی (معنای دوم) کنیه امام حسین علیه السلام ندارد.

در شفالصدور صفحه 107 آمده:( در بعض اخبار وارد شده که پیامبر را ابوالقاسم گفتندبه آن جهت  که قسمت جهنم و بهشت بدست اوست . همانطور که پیغمبر و علی علیهماالسلام دو پدر معنوی این امت هستند و طبق روایتی از حضرت رضا علیه السلام چون تعلیم و تربیت علی با پیغمبر بوده پس پیغمبر پدر علی محسوب میشود و چون علی تقسیم کننده جنت و نار است پس پیغمبر ابوالقاسم است.  و جناب سیدالشهدا چون در مراتب ظهور بندگی امتیازی خاص و اختصاصی مخصوص داشته او را به ابوعبدالله کنیه دادند و این اعتبار به مشرب عربیت قریب است چه هر کسی دارای صفتی باشد در مقام مبالغه گاهی بر سبیل تجرید بیانی میگویند.)

یعنی امام آنچنان عبودیت را به ظهور رساند که گویی عبادت  فرزندیست که از او بدنیا آمده.

و از همین جهت حضرت صادق آل محمد علیهم السلام فرموده: لولاه ماعبدالله و لولاه ما عرف الله علی هذا- یعنی اگر او نبود نبود عبادت و اگر او نبود خدا شناخته نمیشد.  و به قول میرزا ابوالفضل ، بحقیقت آن جناب پدر همه بندگان خداست.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی